الشيخ محمد علي الگرامي القمي
15
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى)
مىكند كه آقا هوا سرد است ، آقازاده بيمار مىشود . شما ببخشيد ، از اين به بعد زحمت مىكشد . اين بود كه اين آقازاده بعدها شد آيت الله حاج آقا مرتضى حائرى كه از علماء بزرگ و از اوتاد در سلوك بود . به هر حال اين گونه مراقب بودند خيلى در وجوه مواظب بودند روزى كه آقاى حاج شيخ از دنيا رفت همان شب خانه شان غذا نداشتند آقاى حاج مرتضى گفته بود ، البته پول در پاكتها بود ولى مشخص بود ، كه پولها مربوط به چه هست ، مثلا اين پول سهم سادات ، آن سهم امام ، آن صدقات و . . . چيزى براى ما نبود ، هيچ چيز . گرسنه بوديم مىگفت آقاى حاج آقا محمد آقا زاده يا پدرش ؛ آقا سيد على بلورچى ، ما را يك هفته منزل خودش برد و از ما پذيرايى كرد تا كم كم برنامه ها رو به راه شد . به تناسب روايت خواستم عرض كنم كه اين قدر اينها مواظب وجوه شرعى بودند . بعدا على بن مهزيار مىگويد : من ناراحت بودم براى اينكه پولها را كه سالم رساندم چرا حالا مرا وكيل نمى كنند من فرزند آن پدر هستم پس چرا مرا وكيل نمى كنند ؟ بعد از چند روز اين نامه رسيد قد اقمناك مكان ابيك فاحمدالله ما تو را به جاى پدرت وكيل كرديم خدا را شكر كن .